من که صدبار خیابان تو را طی کردمحقم این است؟ مگر جان تو را طی کردم؟
گفتی ام هجر کشم در ره وصلت ای دوستنسخه ی دوره ی درمان تو را طی کردم!
وعده ی برف زمستان و سپیدی دادییک به یک آذر و آبان تو را طی کردم
بعد هر بار که تو قول بهاران دادیمن به صد عشق زمستان تو را طی کردم
چشم من خیره شد هربار به چشمان شمابا دلی خون ته چشمان تو را طی کردم
کف پاهای پر از تاول من قرمز شدبس که خط لب خندان تو را طی کردم!
بی سر و دست شدن در ره تو کافی نیست؟من که هفتاد و دو هفت خا

ادامه مطلب  

تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم  

تو مهربانتر از آنی که فکر می کردمدرست مثل همانی که فکر می کردمشبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیستهنوز هم تو چنانی که فکر می کردمتو جان شعر منی و جهان چشمانممباد بی تو جهانی که فکر می کردم تمام دلخوشی لحظه های من از توستتو آن آن زمانی که فکر می کردمدرست مثل همانی که در پی ات بودمدرست مثل همانی که فکر می کردم  مریم_سقلاطونی

ادامه مطلب  

نیمه شب شعرتورا خواندم واحیا کردم  

نیمه شب شعر تو را خواندم و احیا کردم
تابه احساس غزل حادثه برپا کردم
 
لحظه ای شور تو امد ،پس از ان باریدم
مثل پروانه سر از پیله ی خود وا کردم
 
عشق راهی است پر از ترس وخطر حرفی نیست
دل به امواج بلا دادم و بلوا کردم
 
مانده ام کنج قفس خسته و تنهاشاید
هستی ام ایل وتباریست که رسوا کردم
 
حال من را فقط آلوده ی غم می فهمد
من تمام هنرم را به تو اهدا کردم
 
عاقبت عشق تودلبسته ی دنیایم کرد
دل به اندوه خیالات تو افشاکردم
 
عشق را از دل پردرد بیا باور کن
از

ادامه مطلب  

دل ساده من  

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسرت کردم
آمدم پشت سرت با غزلی تازه ولیتو نبودی و من احساس خیانت کردم
با دل ساده ی خوش باورم این بار فقطاز تو و نفرت این فاصله صحبت کردم
بعد تو حوصله همراه دلم رفت به بادبا خودم با در و با پنجره خلوت کردم
تو که رفتی گذر ثانیه ها کشت مرابه غم و غربت هر ثانیه لعنت کردم
آمدم پشت سرت شعر بخوانم برومهر کجا می شد و هر قدر که فرصت کردم
هی غزل گفتم و هی گفتم و آزار شدمبه همین بغض به دل مانده ام عادت ک

ادامه مطلب  

تو همانی که فکر میکردم  

تو مهربانتر از آنی که فکر می کردمدرست مثل همانی که فکر می کردمشبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیستهنوز هم تو چنانی که فکر می کردمتو جان شعر منی و جهان چشمانممباد بی تو جهانی که فکر می کردمتمام دلخوشی لحظه های من از توستتو آن آن زمانی که فکر می کردمدرست مثل همانی که در پی ات بودمدرست مثل همانی که فکر می کردم

ادامه مطلب  

حسرت  

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسرت کردم
آمدم پشت سرت با غزلی تازه ولیتو نبودی و من احساس خیانت کردم
با دل ساده ی خوش باورم این بار فقطاز تو و نفرت این فاصله صحبت کردم
بعد تو حوصله همراه دلم رفت به بادبا خودم با در و با پنجره خلوت کردم
تو که رفتی گذر ثانیه ها کشت مرابه غم و غربت هر ثانیه لعنت کردم
آمدم پشت سرت شعر بخوانم برومهر کجا می شد و هر قدر که فرصت کردم
هی غزل گفتم و هی گفتم و آزار شدمبه همین بغض به دل مانده ام عادت ک

ادامه مطلب  

دعوا کردم  

امشب دعوا کردم با خدا سر نماز گریه کردم 
گله کردم
 چرا هیچ جوابمو نمیده؟
فقط ازش خواستم یه تغییری تو زندگیم بده که بهش دلخوش بشم
خودم خیلی سعی کردم تغییر بدم خودمو دلخوش کنم به چیزای کوچیک ولی نشد...
تمام دلخوریم اینه که با اتفاقای مزخرفی که این چن وقت افتاد و من این همه صداش زدم چرا هیچی نشد؟
گله دارم ازش واقعا...

ادامه مطلب  

 

 فراموشت کردم...اما هر لحظه پروفایلت رو چک میکنم...فراموشت کردم...اما هنوزم اسم تو که میاد عصبی میشم...فراموشت کردم...اما تااسمت میاد حواسمو خوب جمع میکنم تا از حالت باخبر بشم...فراموشت کردم...اما بهت فکر میکنم...آره من فراموشت کردم...!دقیقا مثه همون آهنگی که دوسش دارم ولی ازش بیزارم اما گوشش میدم...!!!فراموشت کردم ولی...میشه برگردی...؟!فراموش نمیشی.....

ادامه مطلب  

غلط کردم.....  

به غلط کردنی افتاده ام بدجور!
یک غلط کردن تمام نشدنی و به درازا انجامیده!
غلط کردم کم کم شروع شد و الان با تمام قوا فریاد می زنم! ای خدا! غلط کردم!
غلط کردم قل خوردم( و نه راهرفتم) و مسیر دو سه سال پیش را پیمودم..................
غ ل ط................
فقط تمام شود...تمام...........

ادامه مطلب  

شاهکاری دیگر از شهریار  

چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم درتو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردمخیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر من این ها هردو با آیینه ی دل روبرو کردمفشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را ز حال گریه ی پنهان حکایت با سبو کردمفرود آی ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردمصفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم ، آ

ادامه مطلب  

برام دعا کنید.....  

کاش که میشد به دو سال به عقب برگشت تمام اشتباه های که کردم رو درست میکردم تمام آدام های رو که بهشون اعتماد کردم رو نمی کردم  کاش ای نقد جنس ها رو ارزون نمی دادم  کاش یه ذره کم تر پر خوری می کردم کاش        هیچ وقت تو این و ضبط قرمز قرار نمی گرفتم ... 

ادامه مطلب  

289.  

یه روزی هست، که من بالاخره پایان نامه ام رو نوشتم، کتابم رو ترجمه کردم، لاغر کردم، تو امتحان رانندگی قبول شدم و گواهینامه ام رو گرفتم، دوره آموزشی خفنم رو راه اندازی کردم و حسابی معروف شدم ، کتاب تغذیه ام رو تالیف کردم و .... و .... و ....
ولی مطمئنم اون روز هیچ وقت نمی رسه . از من گفتن بود.  

ادامه مطلب  

با ربع قرن تجربه  

-مدت هاست درست نخوابیدم...عصر بود کسل و کلافه از بی خوابی،بابا داشت خبرارو می خوند،سرمو گذاشت رو پاش و بالاخره خواب:)
-این آهنگو چند روز پیش از تو پوشه آهنگای قدیمی پیدا کردم و از اون روز کلید کردم روش! همسایه ها حلال کنن گذاشتمش رو تکرار و مدام با صدای بلند بهش گوش میدم
"به تو فکر کردم به تو آره آره ...به تو فکر کردم که بارون بباره
به تو فکر کردم دوباره دوباره...به تو فکر کردن عجب حالی داره"
-از فردا شب براتون از تجربه های ربع قرنم میگم;

ادامه مطلب  

ای کاش میدونستی داری چکار میکنی...  

سلام
اومدم حرف دلمو بزنم!
فکر میکردم با بقیه فرق داری ولی نه اشتباه کردم تو هم مثل همه اونای هستی که میگن اشتباه کردم اره حق داری آخه من خیلی بزرگت کردم این بار من اشتباه کردم و دیشب هم همه چی رو پاک کردم ودیگه آنلاین بودنت نمیخوام عذابم بده !ای کاشمیدونستی داری چکار میکنی....

ادامه مطلب  

آیه های نور  

##### آیه های نور  #####
صابرم برگنه ودل قویم حمله بشیطان کردم
آرزو  را  ب زدم  با  تبری  پرت  جهنم   کردم
آیه ی نور چو  خواندم ، دلِ  من گشت  قَوی
ترک میخانه وساقی و، وصال از لب ماهان کردم
آنهمه مؤهبت ولطف ودعای ابوین است بهر گاه سحر
این همه نور فرستاده وهم مجلس خوبان کردم
ب چراغی وبشمعی که تو خاموش کنی از دل شیطان پَلشت
می شود  بر تو نصیب ، حوری زیبا ،  ز قرارش ب بهشت
[[[[[[[[[[* 1393/09/20* ]]]]]]]]]]

ادامه مطلب  

 

الان جایی هستی که باید باشی دزد کلاهبردار دروغگو چه قدر احمق بودم که باورت کردم فکر کردم واسه زندگی اومدی چه قدر ساده باور کردم خوشبختی اومده سراغم فکر کردم تو اقبالی...اما تو فقط دردو رنج بودی هم برای من هم خانواده ام با همه چی کنار اومدم اما تو خیلی بی چشم و رویی اونجا باش تا همه چیز روشن بشه
دیگه هیچ وقت قلبم مثله قبل نمیزنه

ادامه مطلب  

خاطرات خنده دار|526887  

یه بار توی مترو نشسته بودم (مترو کسی واینستاده بود ولی همه جا ها
پر بود)
القصه: یاد یکی از. جوک های فور جک افتادم که واقعا خنده دار
بود..
داشتم آروم آروم میخندیدم.یهو نتونستم کنترلمو از دست دادم بلند
بلند
خندیدم:|
بعد دیدم همه دان چپ چپ نگام میکنن. ( خدا روشکر اونجا آشنا نبود تو
مترو)
منم دیدم اوضاع خیلی خیته ...برگشتم به اینو اون نگا کردم و
میخندیدم:|
بعدش سر جام نشتمو با انگشتم و لبم شروع کردم بیل بیل بیل بیل
....
خدا رو شکرخوب جمعش کردم. همه فک میکرد

ادامه مطلب  

 

 
الهی...تویی که عزت دادی ،تویی که یاری رساندی ،تویی که شفا بخشیدی ،تویی که سلامتی دادی ،
خجسته و بلند مرتبه ای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاس پیوسته تو را سزاست.
به خطاهایم معترفم ، پس بر من ببخشای !
منم که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که نادانی کردم، منم که به سوی گناه شتافتم، منم که اشتباه کردم،منم که به غیر تواعتماد کردم، منم که در عین دانایی گناه کردم، منم که وعده‌ها دادم، منم که وفا ننمودم، منم که پیمان شکستم، منم که ب

ادامه مطلب  

 

 
الهی...تویی که عزت دادی ،تویی که یاری رساندی ،تویی که شفا بخشیدی ،تویی که سلامتی دادی ،
خجسته و بلند مرتبه ای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاس پیوسته تو را سزاست.
به خطاهایم معترفم ، پس بر من ببخشای !
منم که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که نادانی کردم، منم که به سوی گناه شتافتم، منم که اشتباه کردم،منم که به غیر تواعتماد کردم، منم که در عین دانایی گناه کردم، منم که وعده‌ها دادم، منم که وفا ننمودم، منم که پیمان شکستم، منم که ب

ادامه مطلب  

سرود  

 
الهی...تویی که عزت دادی ،تویی که یاری رساندی ،تویی که شفا بخشیدی ،تویی که سلامتی دادی ،
خجسته و بلند مرتبه ای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاس پیوسته تو را سزاست.
به خطاهایم معترفم ، پس بر من ببخشای !
منم که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که نادانی کردم، منم که به سوی گناه شتافتم، منم که اشتباه کردم،منم که به غیر تواعتماد کردم، منم که در عین دانایی گناه کردم، منم که وعده‌ها دادم، منم که وفا ننمودم، منم که پیمان شکستم، منم که ب

ادامه مطلب  

ناراحتی قلبی  

من آدمی هستم که با اینکه دیگران بهم نصحیت کردن و گفتن
بهش فکر نکن
اما من بازم بهش فکر کردم و یک عمری خودخوری کردم و هی اعصاب خودمو خورد کردم
الان که مشکل قلب پیدا کردم دکترم بهم میگه هربار که حرص و جوش میخوری انگار با چاقو میافتی به جون اعصاب قلبت و حتی خطر مرگ برات داره
پی نوشت: حالا خوبم شد که دیگه سر رفتارا و حرفای فامیل شوهر کاری کردم با خودم که الان پای مرگ و زندگیم به میون افتاده
قدر سلامتی تونو بدونین

ادامه مطلب  

 

امشبم مثل هر شب دوباره برات گریه کردم,گریه کردم گریه کردم که شاید بدونی بگی بر میگردم,امشبم زل زدم مثل هر شب به عکست رو دیوار,گریه کردم گریه کردم که شاید بگیری تو دستای سردم,کجایی بیا خیلی تنهام کجایی که تاریکه دنیام, برات می‌نویسم یه نامه,کجایی که غم تو چشامه...

ادامه مطلب  

درتنهايي  

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم
 
در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم
 
در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های تلخ و سردت گریه کردم
 
در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد...
 
لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی
 
ایستادم و گریه کردم
 
ولی اکنون میخندم
 
آری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که
 
به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم
 
خیلی بی وفایی

ادامه مطلب  

اولین های جنگ ایران وعراق  

به نام خدا
اولين گلوله ای كه از یك دستگاه تانك در جنگ ایران و عراق به سوی كشورمان شلیك شد توسط ملك حسین، پادشاه وقت اردن انجام گرفت. 
اولين عملیات منظم رزمندگان اسلام، عملیات «امام مهدی علیه السلام» در تاریخ 26/12/1359 در منطقه غرب سوسنگرد انجام شد. 
اولين ایستگاههای صلواتی جبهه ها در شهر بستان (پس از آزادسازی) راه اندازی شد. 
اولين عملیات نیروی هوایی ارتش، تنها به دشمن، در بعداز ظهر 31 شهریور ماه 1359 صورت گرفت كه صدمات جبران ناپذیری به 2 پایگاه مهم

ادامه مطلب  

آزادی  

 
بی تو با هرچه بود خو کردم آنقدر فکرِ آبرو کردم
خسته با چشمِ خیس خوابیدمباهمین اشک ها وضو کردم
من تورا ای بلورِ آزادیدرهمین برکه جستجوکردم
من تورا با خودم نمی فهممخب تورا از تو پرس و جو کردم
خب بگودرکجایِ من هستیمن خودم را که زیر و رو کردم
تاهمین آخرین پک از سیگارتا تو را سخت آرزو کردم
درقطاری که آخرِ خط بود تا تورا با تو رو به رو کردم
من خودم را نگفته خندیدماز تو با هرکه گفتگو کردم
شک ندارم که با منی اماخب کمی حرف را اتو کردم
گفتم اینجا تو ش

ادامه مطلب  

 

 
من یک بار اشتباه کردم ، شهامت هم داشتم و اشتباهمو قبول کردم و همان یکبار همه چیز رو از صفر شروع کردم ، از صفر مطلق!
اما حالا نمیخوام باور کنم برای بار دوم همون اشتباه رو تکرار کردم و بدتر از اون قبول کردنه اینه: " پس اشتباه سوم همین راهیه که واردش شدم ..." 
این خیلی دردناکه ، من دوباره از صفر شروع کردن رو نمیتونم تحمل کنم :(

ادامه مطلب  

دانستنی های علوم و نجوم و فضا  

اولين بار کدام سیاره كشف شد؟ اولين مرد یا اولين زنی كه به فضا رفت ، چه كسی بود؟ وزن   انسان درفضا چقدر خواهد بود؟ اگر به دنبال یافتن پاسخ این پرسشها و یا به جستجوی دانستنی‌های جالب ، در مورد فضا و علم نجوم هستید ، روی ادامه مطلب كلیك نمایید.

ادامه مطلب  

93  

دیشب تو خوابم بودی...
اولين بار نبود...
ولی...
بغلت کرده بودم...
محکم...
با تمام تنم...
بادستام...
شونه هاتو لمس می کردم...
حس می کردم...
 
 
 
پی نوشت: فکرشو بکن...!!!
پی نوشت2: یا خدا...یعنی تو یه روز اینا رو بخونی...باور می کنی هر دفعه که میام اینجا تموم تن و بدنم می لرزه!

ادامه مطلب  

روزبرفی  

امروزبرف میاد ، بعد سه چهارسال داره درست وحسابی برف میاد :)
هواسرده ، عکاسی کردم ، برف بازی 
شجریان گوش کردم ، 
ماهی پختم ، 
وقتی بالاسرقابلمه بودم ، نارنگی خوردم ، 
چای با هل دم کردم ، 
اتودزدم ، طراحی کردم ، 
مجله "تندیس " خواندم ، 
انگار زندگی وافکارم واسه یک روز متوقف شده ومیذاره که نفس بکشم 
+ باید یه دفتربخرم وتمام جزئیات ایده جدیدمو بنویسم 

ادامه مطلب  

شما؟...  

شما؟..............
 
کدوم علی ؟.................
 
فکرشم نمی کردم ، به این زودی فراموش بشم...
فکرشم نمی کردم به این راحتی فراموش بشم...
فکرشم نمی کردم به این سادگی و راحتی ، منو از دلش بیرون کنه...
چقدر من ساده ام ... و بودم و هستم...
و چقدر اشتباه می کردم...
قدر و ارزش هر انسانی ، در جایگاهی خاص نهفته است... ، ای کاش می فهمیدیم ، در جایی که ارزشی برایمان قائل نیستند ، نمانیم...

ادامه مطلب  

تو مهربانتر از آنی  

بسم الله الرحمن الرحیم.
 
تو مهربانتر از آنی که فکر می کردمدرست مثل همانی که فکر می کردمشبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیستهنوز هم تو چنانی که فکر می کردمتو جان شعر منی و دنیای چشمانممباد بی تو جهانی که فکر می کردمتمام دلخوشی لحظه های من از توستتو آن آن زمانی که فکر می کردمدرست مثل همانی که در پی ات بودمدرست مثل همانی که فکر می کردم

ادامه مطلب  

سیر کردن گرسنه :))  

ساعت 7 صب خواب خواب رفتم دشویی :)) شماره 2 داشتم :))) خواب آلود بودم کارم تموم شد :) حوصله نداشتم بشورم پاشم :) شلنگو گرفتم دستم یه نگاه کردم به دست گلم :)) میخواستم شیر آبو باز کنم کنم یه منظره ای نظرمو به خودش جلب کردم :)
دیدم یه سوسک مهربون داره دشوییمو میخوره :))) همچی خوشگل هم میخورد :) از یه گوشه گاز میزد :)) یکم تماشاش کردم :)) گفتم بزار سر صب گرسنه ای رو سیر کنم :) چند دقیقه گذشت دیدم این سیر بشو نیست :)) شیر آبو وا کردم بیشورو انداختم تو چاه :))))))
ولی خو با

ادامه مطلب  

سخت  

باید برای خاطر دل تو لبخند بزنم . تو خوشحالی من چه حقی دارم چیزی بخواهم ؟ چرا سر راهم قرار گرفتی ؟ بعد از تو من هیچ کسی را نتوانستم ببینم . بعد از تو دیگر کسی را نتوانستم دوست داشته باشم و مدام به تو فکر کردم و فکر کردم و فکر کردم ...خدا جون سخته . 

ادامه مطلب  

تو مهربانتر از آنی  

بسم الله الرحمن الرحیم.
تو مهربانتر از آنی که فکر می کردمدرست مثل همانی که فکر می کردمشبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیستهنوز هم تو چنانی که فکر می کردمتو جان شعر منی و دنیای چشمانممباد بی تو جهانی که فکر می کردمتمام دلخوشی لحظه های من از توستتو آن آن زمانی که فکر می کردمدرست مثل همانی که در پی ات بودمدرست مثل همانی که فکر می کردم

ادامه مطلب  

 

  قلبم غمگین بود آنچنان که رو به آسمان کردم و از خدا گله و شکایت کردم  آسمان را نگریستم در شبی تاریک سیاه گرفته و ابری مثل دل من  اشک ریختم آسمان درخشید و غرش کرد  بر دستانم انگشتری کردم که در آن آیه ای آرامش بخش حک بود انگشتری از سنگ عقیق و آیه ای از جنس آرامش  آنگاه باران بارید لمس قطرات باران همچون لمس عشق پروردگارم بود  به یاد آوردم آغوش عاشقانه او را زیباترین حس را  آنگاه گفتم به راستی خواستنی تر از تو چیزی نیست  نمی دانم چرا  حس کردم قطرا

ادامه مطلب  

نوحه ی خیلی دعا کردم نشد  

خیلی دعا کردم نشد                                                مشکو بغل کردم نشد                  داداش حسین شرمندتم2 بار             رفتم که برگردم نشد 2 بار             چشمام نمیبینه داداش           بدجوری دستام خاکیه                    هرکاری میشد کردم نشد              شرمنده مشکم خالیه 2بار          از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد        تا خیمه ها راهی نبود  مشک ابرو داری نکرد                     دندون گرفت

ادامه مطلب  

 

عومدم خونه و مثل انسانهای گل 2 تا لیوان آب خوردم و برای خودم ماست اسفناج درست کردم و آب اسفناج میل نمودم و فلان ! و با خودم فکر کردم زندگی سالم چقدر قشنگه ! و با خودم فکر کردم واقعا چقدر کنار گذاشتن سوسیس کالباس سخت بنظر میرسید و راحت بود ! و رفتم برای خودم دمنوش بابونه دم کردم و میخونم و شیرینش میکنم ! 

ادامه مطلب  

 

   قلبم غمگین بود آنچنان که رو به آسمان کردم و از خدا گله و شکایت کردم  آسمان را نگریستم در شبی تاریک سیاه گرفته و ابری مثل دل من  اشک ریختم آسمان درخشید و غرش کرد  بر دستانم انگشتری کردم که در آن آیه ای آرامش بخش حک بود انگشتری از سنگ عقیق و آیه ای از جنس آرامش  آنگاه باران بارید لمس قطرات باران همچون لمس عشق پروردگارم بود  به یاد آوردم آغوش عاشقانه او را زیباترین حس را  آنگاه گفتم به راستی خواستنی تر از تو چیزی نیست  نمی دانم چرا  حس کردم قط

ادامه مطلب  

خاطراتت لعنتی  

امشب دفتره خاطراتم را باز کردم ...چه بوی سیگاری میداد... ورق زدم .... چه خاطراته زیبایی... ورق زدم... گریه کردم... ورق زدم... سیگار کشیدم... در عالمه دیگری بودم... به قدیم برگشتم... در خیالم دوباره به آغوش کشیدمش... دوباره بوسیدمش... و دوباره عاشقانه نگاهش کردم...

ادامه مطلب  

 

چرا خشونت در جامعه ایرانی زیاد است؟
خشونت اجتماعی در جامعه ایرانی طی سال های اخیر مصادیق متعددی دارد. یقه یه یقه شدن مردم در خیابان، نزاع، خشونت های کلامی، خشونت علیه زنان و کودکان، قتل و... از مهم ترین این مصدایق هستند.
آفتاب‌‌نیوز :
نظریه‌های مختلف اجتماعی به این نکته تاکید دارد جوامع عموما در حال بازتولید آسیب های اجتماعی است و یکی از این آسیب های که در جامعه ایرانی این روزها تولید شده است، خشونت در فضای شبکه‌های اجتماعی است. با این حال

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1